درباره نویسنده
اسد غلامی
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • اسد غلامی
صفحات اختصاصی
  • عکسهای از نمایشهای اجرا’ شده هشترود
  • نگاهی به کارنامه فعالیتهای نمایشی محمد بطحایی
  • نگاهی به کارنامه فعالیتهای نمایشی اسد غلامی
مطالب اخیر
  • فعال نمودن گروهای نمایش توسط ارشاد اسلامی شهرستان هشترود
  • سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠
  • دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۸
  • پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٧
  • دوشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٧
  • یکشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٦
  • شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦
  • پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦
  • شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦
  • یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦
  • پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦
  • نگاهی بر تاریخچه تاتر شهرستان هشترود
  • شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦
  • درکذشت يکی از زحمتکشان تاتر استان آذربايحانشرقی
کلمات کلیدی مطالب
  • فعال نمود تاتر (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳٩٠/٥/۸
  • ۱۳۸۸/٦/۱٤
  • ۱۳۸٧/٩/٢۳
  • ۱۳۸٧/۸/٤
  • ۱۳۸٦/۱٢/۱۸
  • ۱۳۸٦/۱۱/٢٠
  • ۱۳۸٦/۱٠/۱
  • ۱۳۸٦/٩/۱٧
  • ۱۳۸٦/٩/۱٧
  • ۱۳۸٦/٩/۱٠
  • ۱۳۸٦/۸/٢٦
دوستان من
  • خبرگزاری پانا
  • آموزش وپرورش هشترود
  • سازمان دانش آموزی هشترود
  • سازمان آموزش وپروش استان آذربایجانشرقی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



نگاهی به تاتر هشترود وب نوشته های اسد غلامی
فعال نمودن گروهای نمایش توسط ارشاد اسلامی شهرستان هشترود
نویسنده: اسد غلامی - سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠

 فعال نمودن گروهای  نمایش توسط ارشاد اسلامی شهرستان هشترود.

جهت فعال نمودن  گروه های نمایش در شهرستان هشترود  این اداره  گروه های نمایشی را ساماندهی می کند بنابر اعلام اداره ارشاد اسلا می با تشکیل پرونده و نظر خواهی از هنرمندان اولین قدم را در   فعال نمودن گروهای نمایشی برداشته است و دومین قدم تشکیل کارگاه های آموزش بازیگری است که امسال برگزار می شود  

 

 

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۸

 

" آموزشی مقدماتی هنر بازیگری ونمایش "

اگر از تمدن بشری وزندگانی  ما آثار هنری را بگیرند زندگی چگونه می شود؟

اثار هنری همواره خواهند بود و جاودانه هم باقی خواهند ماند و برای سعادت بشری هم همواره موثر خواهند ب

ود.این آثار تجارب انسانی هستند که به خود شکل گرفته اند و ما از دریچه ی حواسمان به آنها می نگریم و لذت می بریم..لیکن راه هنری به این سادگی هم نیست..ما نقاشی را می بینیم، موسیقی را می شنویم واثر یک حکاکی را بر سطح خاص به مد د حس لامسه درک می کنیم اما این  تاثرات حسی ماست که  به عکس العمل های احساسی منجر می شود و بعد ازیک  کار عقلی  است که آن  احساس و ذکاوت مارا به مرحله ی ادراک می رساند.

این ادراک چگونه حاصل می شود؟ فرمول قطعی و صریح نیست! مخلص کلام اینکه برای درک این احساس قاعده ی روشنی نیست.پیچیدگی هنر به گونه ای است که از نقطه نظرهای گوناگون مورد بحث است و هیچکدام از این نظرها بر دیگری برتری ندارد.

..اما در مطالعه ی یک اثر هنری باید اصول زیر را مد نطر داشت:

باید دانست که یک اثر هنری عبارت از شکل یا فرمی است که هنرمند آفریده است.. این اثر بر اساس قواعد زمان و مکان و تمدن خاص بنا شده است ، دارای موضوع و محتوی است و معمولا هد فی را هم د نبال می کند.

اگر بخواهیم واضح تر بگوییم اثر هنری فرمی دارد که سرشار از هم آهنگی است که این ساختمان باعث می شود از سایر مقولات تمیز داده شود..این اثر را چه کسی آفریده؟..هنرمند..و اوچه کرده ؟

یک ضرب المثل چینی می گوید : برای یک نقاش نقش ببری را بکشد باید حتما هنگام نقاشی خود را به قوت و قد رت یک ببر بداند!... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 

هنر چیست؟

هنر تجسم یک تجربه ی انسانی است.

هنر ترکیب پد یده های هستی است به گونه ای که احساسی را در بیننده بوجود آورد.

هنر کوششی است که به آفرینش یک اثر زیبا  منجر می شود

هنر جوششی درونی و بیرونی است که به خلق پدیده ای منجر می شود.

... اینها نمونه هائی از تعاریف مختلف هنر هستند.اما مسئله همچنان حل نشده باقیست!

در یونان و روم باستان هنر را ترکیب انسان، طبیعت و زیبائی می دانستند و بد ین لحاظ هم اکثر آثار هنری آن دوران مجسمه هائی از آدمها در عین زیبائی و تناسب اندام بوده است.

انواع هنر(تقسیم بندی کلی):

1- هنر غنائی بزمی:محتوای این هنر عاشقانه است. مجالس عیش و نوش  وبزم و پایکوبی نمونه های بارزاین هنر است.

2- هنر عرفانی:این هنر سوز و گداز و راز و نیاز در راه کمال را نشان میدهد. هنری که با مثال آثار حافظ در ذهن خود بدرستی ویژگیهایش را درک می نمائید.

3- هنر حماسی:شرح حماسه ها، رزم ها، اساطیر و قهرمانان باستانی نطیر رستم و ..

4- هنر تعلیمی:این هنر به ترویج اخلاق و افکار و اندیشه های متنوع اخلاقی می پردازد . این هنر در خدمت آموزش است.

5- هنر سیاسی:کلیه ی آثار سیاسی در زمینه های گوناگون که به ترویج افکار متفاوت با روند معمول جامعه و یا در خدمت آن باشد در این فالب هنری می گنجند.

انواع هنر(تقسیم بندی از نقطه نظر رسالت):

1- هنر برای هنر:در این نوع از هنرهدف از کار هنرمند بیشتر ارتقا سطح هنر است.هنرمند رسالت کاری خود را تلاش برای بر جا گذاشتن آثار هنری به یادگار دارد و هنرمند هنردوست از طبقه ی خواص جامعه کسی که خود را از دیگران یعنی عوام  جدا می داند نمونه ی مناسبی برای این نوع از هنر است.

2- هنر برای هنرمند:در این نوع از هنر هنرمند در خدمت خود است و هنر را برای شهرت فردی تجربه می نماید.و ممکن است با قبلی ترکیب هم بشود یعنی هم برای هنر وهم برای خود تلاش نماید.

3- هنر برای جامعه: این نوع هنر با اجتماع انسانی که غالبا از طیف عموم مردم است سروکار دارد.هنرمند رسالت کاری خود را بر اساس خدمت به افراد رده های میانی و پائین اجتماع قرار داده است و برای آنان تلاش دارد.

نمایش :

نمایش در زبان فارسی ترجمه ی تئاتر است و آن هنری است که از چند هنر دیگر ترکیب یافته است. در نمایش بازیگران خود را به جای قهرمانان و اشخاص داستان می گذارندو وقایعی را که بر سر قهرمانان آمده است با حرکات و اعمال و گفتار خود یک به یک در روی صحنه مجسم می کنند.

در نمایش از ادبیات، موسیقی، نقاشی و حتی حجاری و معماری و برخی هنرهای دیگر استفاده می شودبنابراین آن را کامل ترین هنرها می نامند.

نمایش در سراسر گیتی به اشکال مختلف متداول است و در بعضی از کشورها سابقه ی آن به زمانهای بسیار دور تعلق دارد.در ایران نیز نمایش از زمانهای قدیم متداول بوده است، نمایش حاجی فیروزنوروزی بازی و ...از قدیم در عید نوروز برگزار می شده است.نمایشهای سوگواری، نقالی، تئاتر روحوضی، تعزیه و شبیه خوانی از دیگر اشکال نمایشی در گذشته بوده است.

اصل و منشا’ نمایشی را که اکنون در سرتاسر جهان رواج دارد  به کشور یونان نسبت می دهند(هرچند که پیش از آن نیز نمونه هائی موجود بوده است) یونانیان قدیم خدایان متعددی داشتندو آنها را پرستش می کردندو در اوقات خاصی برای بزرگداشت یا پرستش آنها جشن هائی ترتیب می دادند. در این جشن ها نمایشهائی نیز برگزار می شد.محل نمایش اغلب دامنه ی تپه ای بود که میان آن فرو رفتگی داشت. سینه ی تپه را پله پله می کردندتا تماشاگران بر آنها بنشینندو در پایین،  زمین مسطحی را به بازیگرا ن وگروه خوانندگان اختصاص می دادند. جمعیتی که برای نمایش در محل گرد می آمدند گاهی از بیست هزار نفرهم تجاوز می کرد .

نمایش در قرن پنجم پیش از میلاد به اوج عظمت و اعتلای خود رسیدو نمایشنامه نویسان بزرگی در این قرن ظهور کردند.

آشیل، سوفوکل و اوریپید بعنوان مبدعان نمایشنامه نویسی نوین گوهری را در تاریخ بشریت نهادینه کردند که امروزه با وجود پیدایش سینما و فیلم و نفوذ بی سابقه ی آن در همه ی کشورهای جهان،  نمایش  اهمیت و اعتبار خود را از دست نداده است  و امروزه از جهت پرورش قوای ذهنی کودکان و نوجوانان ارزش جدیدی از نظر تربیتی پیدا کرده است.

تاریخچه:

باید اعتراف کرد بدلیل نبود امکانات چاپ و نگهداری اسناد در دوران قدیم مدرک معتبر و مستندی از آن دوران کهن در هیچ زمینه ی هنری باقی نمانده است (برای کسب اطلاعات بیشتر به کتب تاریخ عمومی هنر موجود که بسیار زیاد هم هستند مراجعه فرمائید)اما برخی منابع معتبر تاریخی به ما می گویدکه در سال 1879 میلادی فردی اسپانیائی در غارهای آلتامیر واقع در آمریکای جنوبی قدیمی ترین آثار هنری جهان را در قالب نقاشی مربوط به 10 تا 15 هزار سال قبل یافته است.نقاشی گرانبهائی که انسان اولیه به منظور سحر و جادو برای  موفقیت در شکار  خود یا ثبت و جاودانه کردن آن موفقیت با کمک خاک رس، دوده ی آتش و کمی پیه ی شکار بر دیواری ترسیم نموده است.

وقتی انسان اولیه حیوانات را اهلی کرد انقلاب واپسین سنگی را بوجود آورد و به عصر دیرینه سنگی پایان داد. سنگها را در نهایت دقت و ظرافت استفاده و ابزارکاررا ساخت. کار روی فلزات، کوزه گری، بافندگی و ریسندگی و حتی کارهای اولیه ی ساختمانی را با خاک، گل و آجر تجربه کردو…

 مجسمه های یافته شده از آن دوران سرهائی متعلق به 6یا 7 هزار سال قبل از میلادو اسکلت های واقعی انسان هستند که با موادی پوشیده شده اند تا شکل انسانی بگیرند.این روش تاپایان دوره ی امپراتوری روم ادامه داشت.علت هم این بود که انسان می خواست با اینکار در راه جاودانگی خود گام بردارد چون آنها معتقد به وجود روح بودندو محل آنرا هم در سر می دانستند! لذا سعی در نگهداری سرهای دوستان و دشمنان درکنارخود همواره مزید علت برای ساخت مجسمه های آن دوران  بوده است!!

احترام و عبادت هم  یکی از خصوصیات مذهبی مردم ابتدائی است که با ساخت مجسمه بزرگان کم کم  شکل بت به خود گرفت و عبادت شد.

آنچه از تمدن های افریقائی بر جامانده است مجسمه هائی با سرهای بزرگ و بدنهای کوچک می باشد چرا که آنها سر را جایگاه روح می دانسته اند. رقص های با ماسکی هم که از این تمدن باقی مانده است نمونه های مفیدی از نمایش تسخیر روح بشمار میروند! چیزی که تاریخ غرب با کتمان آن نقش عمده ای برای تغییر منشا’ تئاتر انجام داده است !

تصور نگارنده براین است که حتی دردوران دیرینه سنگی وقتی انسان اولیه بعد از تشکیل خانواده وظایف را براساس جنسیت تقسیم کرد، مرد را به شکارو حفظ خانواده گماشت و زن را مسئول پخت و پز و نگهداری کودکان ساخت( از همین نقطه است که تعریف کلمه ی مرد نشات گرفته "مرد یعنی کسیکه می میرد!") هم واژه نمایش بوده است!!

…شکارچی  که از شکار باز می گشت با سایر اعضای خانواده دور آتش می نشست! تصور کنید که او از جنگ هایش می گوید، از نبردهایش می گوید حتی ممکن است خود برخیزد و نمایش کوتاهی از شکار را بتنهائی بازی نمایدو یا حتی از یک عصر حجری دیگرهم بخواهد که نقش شکار را بازی کندو او با نیزه ای ازجنس سنگ وی را شکار کند.

این چیزی جز تعریف نمایش نیست.چیزی جز تاریخ فراموش شده ی نمایش نیست!چیزی که تاریخ نویسان با تمام خوبیهایشان در حق بشریت به فراموشی سپرده اند واینک نمایش را به یونان نسبت می دهند!

ما در این نمایش عناصر مورد لزوم و اصلی نمایش یعنی داستان، فرم ، تماشاچی، بازیگر، صحنه، کارگردان و...بخصوص ارتباط بین نمایش  و تماشاچی را داریم!

مثال بسیار واضح دیگری می آورم:

زمانی که حضرت هابیل به دست قابیل کشته شد خداوند به دو کلاغ فرمان اجرای نمایشی را داد.فارغ از اهداف ذات اقدس الهی باید اذعان کرد در آن موقع اجزای مورد نیاز نمایش مثل بازیگر- تماشاچی- صحنه و متن نمایشی به همراه ارتباط بین آنها و رسیدن یه یک وحدت برای بیان مقصود رعایت و از این منظر خداوند برترین و شناخته شده ترین و اولین کارگردان مطلق عالم است.

نمایشنامه:

نمایشنامه متنی است که نمایش از روی آن خوانده، تمرین و اجرا می شود و آن یکی از انواع متون ادبی است که برای نمایش تنظیم می شود.

در آغاز نمایشنامه بعد از آوردن نام آن اشخاص نمایش یا شخصیت های نمایشنامه نام برده می شوندوسپس شرح مختصری از محیط داستان، سن وسال و قد و چهره ی اشخاص داده شده و بعد گفتگوی اشخاص آورده می شود.

کارها و حرکات بازیگران داخل کروشه() و اگر حجم زیادی داشته باشد با حروف ریزتر چاپ می گردد.

نمایش اغلب به چند قسمت تقسیم می شود و هر قسمت با پایین آمدن یا کشیدن پرده ای خاتمه می یابدو قسمت بعدی با بالا یا کناررفتن پرده شروع می شود، از این رو هر قسمت از نمایش را " پرده " گویند.

چگونگی آرایش هر پرده هم در ابتدای هر پرده می آید.

هر پرده هم ممکن است به قسمت های کوچکتری تقسیم شود که با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد که به هر قسمت یک " صحنه "گویند.

انواع نمایشنامه:

1-    نمایشنامه کمدی: به نمایشنامه هائی اطلاق میگردد که موضوع داستان آن خنده آور، شاد و نشاط آور باشد

2-  نمایشنامه درام:اگر موضوع داستان نمایشنامه چنان باشد که در آن اشخاص بازی تصاویر واقعی از زندگی را نشان دهند نمایشنامه درام خواهد بود.

3-  نمایشنامه ملودرام:ممکن است درام مایه ای از کمدی نیز داشته باشد که در اینصورت به آن نمایشنامه ملودرام گویندکه گاهی این مسئله بصورت پایان خوش نمایش نمود می یابد.

4-  نمایشنامه تراژدی:اگر نمایشنامه وقایع فوق العاده مصیبت بار و غم انگیز نظیر مرگ پدر، برادر،فرزند و …را نمایش دهد در زمره ی نمایشنامه های تراژیک یا تراژدی می گنجد.

5-  نمایشنامه طنز:گاهی نمایشنامه های کمدی حاوی پیام نیز می باشندکه ممکن است تلخ و گزنده یا حتی سیاه نما هم باشند، این نمایشنامه ها طنز هستند.

6-  نمایشنامه هجو:چنانچه نمایشنامه در بیان حالات کمدی یا طنز دردام مسخره کردن افراد یا موضوعات بیافتد نمایشنامه در زمره ی نمایشنامه های هجو شناخته می شود.

7-  نمایشنامه لغو:نمایشنامه های طنز یا هجوی که بصورت بی بند وبار مسائل خانوادگی و غیر اخلاقی  را مطرح نمایند در این دسته می گنجند.

اجزااصلی نمایش:

هنر نمایش دو جز’ اصلی دارد.

1-  داستان(محتوی):داستان یا قصه یا محتوی همان حرفی است که نویسنده قصد دارد آنرا القا نماید.در حقیقت همان پیام نمایش است و بر دو نوع است:

الف:محتوای اصلی یا اورژینال که از تخیل خود نویسنده بر اساس واقعیت یا حتی غیر آن نشات می گیرد، نظیر روح داستانی حاکم بر بینوایان ویکتور هوگوکه برای اولین بار و توسط او مطرح شد.

ب:اقتباسی که همان شکل برگرفته شده از یک کار هنری انجام شده است. برای فهم مطلب تصور کنید هنرمندی از روی داستان ویکتور هوگو یک فیلم سینمائی بسازد.

2-  ساختار دراماتیک(فرم):ساختار دراماتیک اساسی ترین عنصر در هر اثر هنری است و به این صورت تعریف می شود: ارائه اثر به بهترین وجه بگونه ای که بیشترین اثر را بر تماشاچی بگذارد.

رمز آن هم چیزی جز کسب دانش مربوط به ساختار دراماتیک نیست!بخش عمده ای از آن در حیطه ی علم می گنجد که باید در دانشکده های هنرهای دراماتیک کسب کرد یعنی زبان نمایش و راههای استفاده از تکنیک های تئاتری اما بخش دیگر آن به شناخت، شعوروآگاهی خالق اثر بستگی دارد که در قالب علمی نمی گنجد و بیشتر بعد هنری مد نظر است که بایستی با مطالعه مداوم در ارتقا این بینش کوشیدو قابل کسب در هر دانشکده ای نیست.

مفاهیم و واژه های تئاتری:

برای اینکه هنرجویان ارجمند بتوانند با مفاهیم مقدماتی تئاتر آشنا شوند در حد همان مقدماتی بعضی از واژه ها و مفاهیم اصلی مورد نیاز را برای آنان با زبان ساده بازگو می نمایم.

1-  سن :محلی است که در آن نمایش از روی متن نمایشی تمرین و در نهایت اجرا می شود و اغلب بصورت سکوئی بالاتر از سصح دید تماشاچی و در برخی اوقات در میان آنها ساخته میگردد.

2-  پرده: هر نمایش به قسمتهائی تقسیم می شود اگر هر قسمت با باز و بسته شدن پرده اعلام شود به هر قسمت یک پرده گویند .یک نمایشنامه می تواند یک پرده یا بیشتر باشد.

3-    صحنه: قسمتی از نمایش را که از پرده کوچکتر است  و با روشن و خاموش شدن نور اعلام می شود صحنه گویند.

4-  آوانسن: بخش جلویی هر صحنه را که اغلب بصورت نیم دایره طراحی و ساخته می شود را گویند.آوانسن مهم ترین قسمت یک صحنه است و هر چند در برخی مواقع با تمهیدات تئاتری می توانیم بخش انتهائی صحنه را مهم نمایش دهیم مثلا با نورپردازی موضهی انتهای صحنه که اهمیت آنرا نشان می دهد اما حقیقتا مهم ترین بخش صحنه بدلیل نزدیکی با تماشاچی همان آوانسن است.

5-   نویسنده: کسی است که بدلایل شخصی یا غیر شخصی متنی را برای اجرا یا ثبت در تاریخ می نویسد.این متن می تواند در قالب داستان کوتاه، رمان یا داستان بلند و نمایشنامه که از جمله متون اصلی ادبی هستند بگنجد.

6-   کارگردان: وی کسی است که مسئولیت اساسی اجرای یک نمایش را از تدارک مراحل آغازین تا اتمام اجرارا برعهده دارد و مسئول مطالعه متن، انتخاب بازیگران،تقسیم نقش هاو…تامراحل دیگر نظیر طراحی جزئیات حرکات بازیگران و…می باشد.

7-    بازیگر: کسی است که مسئول اجرای حرکات و … محوله توسط کارگردان به منظور ایفای یک نقش هنری است.

8-     میزانسن: به مجموعه حرکاتی که یک بازیگر به طراحی و دستور کارگردان در صحنه اجرا می نماید می گویند.

9-   دیالوگ: کلیه ی گفتگوهای دو یا چند نفره بازیگران در نمایش که معمولا با احساسات گوناگون همراه است دیالوگ می گویند.دیالوگ بیشتر بصورت برون گرا ادا می شود.

10-      مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائی که یک بازیگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا میگردد مونولوگ گویند.

11-            میمیک چهره: به حرکات ریز چهره ی بازیگر اطلاق می گردد.

12-      دکور: هر آنچه که در یک نمایش بعنوان ابزار صحنه در معرض دید تماشاچی قرار می گیرد دکور است و برای آن دو مسئولیت مهم طراحی دکور و ساخت و اجرای آن متصور است که دو وظیفه و سمت طراح دکور و سازنده دکور عناوین آن می باشند.فردی که کار دکور انجام میدهد دکوراتور نام دارد.

13-      گریم: به عمل چهره پردازی بازیگران در نمایش گویندو دو مسئول طراحی گریم و اجرای آن برای گریم و چهره پردازی مقرر شده است که در اکثر مواقع  در نمایش های آماتوری بصورت تخصصی طراحی و اجرا نمی شود.این عمل با استفاده از وسایلی میسر است که کار با هریک تخصص ویژه ای را می طلبد و نقش آن در نمایش بسیار بنیادی است.در نمایش های سطحی وآماتور از وسایلی شبیه ابزار های آرایش زنان مثل کرم سفیدکننده – مدادسیاه و قهوه ای- ماتیک های قرمز و قهوه ای و... استفاده می شود که تقریبا شکل بازیگران در چهره ی فرد نقاشی می شود!برای پاک کردن گریم قبل از شستن ضروری است با شیر پاک کن و پنبه گریم از چهره زدوده شود و سپس با آب و صابون شسته گردد.

14-     افکت: به کلیه ی محیطی که ممکن بصورت زنده یا توسط دستگاه پخش صوت در نمایش اجرا گردد افکت گویندو صداهائی مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زیر پای بازیگر، شلیک گلوله، ترمز ماشین ، زوزه ی حیوانات وحشی یا باد و… که در برخی نمایش ها لازم هستند می گویند.

15-           نور: بدلیل اهمیت این مبحث آنرا به عنوان یک بحث نیمه تخصصی مطرح می نمایم.

از آنجائیکه نمایش در بیشتر اوقات در محلی سرپوشیده تمرین و اجرا می شود بحث نور یکی ار کلیدی ترین مباحث است که هر فرد تئاتری بایستی تا حدی با آن آشنا باشد.

انواع نور:

الف: نور عمومی: این نور همان نوری است که از روبرو به صحنه نمایش می تابد ویک نور اصلی است. خاصیت تخت کنندگی و فاقد بعد بودن به همراه وجود سایه های مزاحم در پشت سر بازیگران از محدودیت های این نور است ولی بقدری این نوع از نور اهمیت دارد که تحت هیچ شرایطی در نمایش های ساده قابل اغماض نیست.حداکثر زاویه ی تابش این نور نسبت به خط افق بین 25 تا 45 درجه است که بهترین زاویه همان 25 درجه می باشد.

ب: نور جانبی: این نور نوری است که از طرفین به صحنه می تابدو سایه های مزاحم نور تخت را تا حدی تخفیف داده و کم می کند اما از بین نمی برد. این نور که از چپ و راست صحنه می تابد با همان بهترین زاویه یعنی 25 درجه تا حداکثر 45 درجه قابل تابش است و به سوژه های موجود در صحنه حالتی سه بعدی می بخشد.

ج: نور پشت: این نور از بالا و پشت بازیگران بطرف تماشاچیان تابیده می شود به گونه ای که از دید تماشاچیان مخفی باشد.این نور سایه های مزاحم نور عمومی روبرو و نورهای جانبی را در صورت تنظیم دقیق بصورت کامل حذف می کندو به نور بکراندیا بک گراند معروف است.

د: نور موضعی: یک نور مهم و اساسی در نمایش است که بخش کوچکی از صحنه یا موضوع را روشن می کند و برای تاکید بخشیدن به یک شوژه ی انسانی یا غیر انسانی کاربرد دارد. با این نوع از نور می توان حتی در انتهای صحنه که کم خاصیت ترین بخش صحنه است از آوانسن که مهم ترین بخش صحنه است نقطه ای مهم تر ساخت!و نظر تماشاچیان را برای مدتهای مدید معطوف آن نمود.

و: نورهای رنگی: نوع دیگری از نور می باشد که با وسیله های رنگی با نام فیلتر رنگی قابل طراحی و اجرا بر روی موضوعات بوده و حالات مختلفی را برای تماشاچی تداعی می نماید.شناخت نورها و رنگهای اصلی و کاربرد روانشناسانه آنها عمده ترین خاصیت است که طراح نور بایستی از آن مطلع باشد تا بهترین نوع نورپردازی را ارائه نماید.

تذکر: لازم است در طراحی نور برای نمایش به گونه ای عمل شود که نور به صورتی بر موضوع تابیده شود که از ایجاد سایه در جلو بازیگر که تمرکز حواس تماشاچی را برهم می زند اجتناب شود.در ضمن از نورهای بسیار شدید استفاده نشود و نورها حالتی تقریبا ملایم داشته باشند.

تمرینات بازیگری:

بدلیل اینکه بازیگر کلیدی ترین عنصر در هر نمایش است بخش عمده ای از جزوه بایستی به این مقوله اختصاص یابد .به همین دلیل انواع تمرینات بازیگری را در ذیل ارائه می نمایم.

لازم به تذکر است که یک بازیگر بایستی همواره و بصورت روزانه این تمرینات را انجام بدهد تا آمادگی وی همواره حفظ گردد.ویژگیهای برجسته بدنی بعلاوه ی بیان مناسب و تمرکز قوی در زمینه ی کنترل تنفس و صوت و در نهایت آمادگیهای روحی و روانی جهت شناخت شخصیت های متفاوت جامعه و به اجرا در آوردن آنها مهم ترین خصوصیات یک بازیگر توانمند است که توسط تمرینات ذیل تا حدی با اصول اولیه ی آنها آشنا می شویم با ذکر این نکته که صرف دانستن این اصول و تمرینات هیچ کس را بازیگر نمی کندمطالب را ادامه می دهیم.

الف ) : تمرینات بدنی

1- تمرینات فارتلک: یک بازیگر به منظور کسب و حفظ آمادگی بدنی اش بایستی هر روز مسافتی را بدود.

روزهای آغازین تمرین بعد از مشورت با پزشک خانوادگی برای کسانی که مدتهای مدیدی است ورزش نکرده اند دویدن  با مسافت های کوتاه و سه جلسه در هفته آغاز شده و به مرور و بدون عجله بر مقدار مسافت طولی افزوده می شود.مثلا اگر در روز اول تمرین 800 متر دویده شد در روز دوم تمرین و سوم آغاز دویدن بهتر است بسته به نظر شخصی 50 تا 100 متر به مسافت اضافه شود یا با استفاده از یک کرنومتر ورزشی و رعایت اصل فشار مسافت ثابت مثلا 800  متر را در زمان کمتر از روز تمرین قبلی طی نمائید. به عنوان مثال روز اول تمرین در 10 دقیقه و روز بعدی در 9 دقیقه و 45 ثانیه و همینطور ادامه یابد تا به آستانه ی فشار فرد که همان رکورد دویدن اوست نزدیک شود.

آنچه که در تمرینات فارتلک اهمیت دارد دویدن های پیوسته و آرام و ترکیب آن با دویدن های سریع و کوتاه در یک روز تمرین است که بازیگران بعد از یک دوره ی تمرینی دو تا سه ماهه قادر خواهند بود انجام دهند.بهتر است این دویدن ها در قسمت های خوش آب و هوا ی شهر انجام گیردمثلا در میان درختان یک پارک جنگلی یا…

2-تمرینات نرمشی: تمرینات کششی یا ایزو متریک اساسی ترین نوع تمرینات بازیگری محسوب می شوند. در این نوع از تمرینات بازیگران بدون انجام حرکات سریع یا ضربه ای با انجام حرکات نرمشی آرام کششی بصورت ایستاده و نشسته می پردازند.اصل حاکم بر تمرینات ایستاده همان رعایت کشش عضله تا آستانه درد و در تمرینات زمینی روح حاکم بر تمرینات یوگاست.

ب ) : تمرینات آوائی : هر بازیگر بایستی برای بازیگر شدن ویژگی بیان خود را بهبود بخشد .بعنوان یک تمرین مناسب جهت افزایش قدرت بیان بازیگران لازم است روزانه با در نظر گرفتن حروف الفبا و حرکات  "آ-ا-ا-او-ای"به پرورش بیان خود بپردازند به اینصورت که حروف الف تا ی فارسی را با حرکات پنچ گانه با صدای بلند و مداوم تا آخرین ظرفیت شش خویش ادا نمایدو همواره با پایین و بالا بردن شدت صوت به غنای بیان خویش بیفزاید تا بتواند در هنگام اجرای نمایش بیان خود را با ریتم های مختلف و شدت و ضعف های گوناگون با اوج و فرود متنوع ادا نماید.

ج ) : تمرینات تنفسی: در این نوع از تمرینات بازیگران بایستی با کنترل تنفس خود تمام ظرفیت شش خویش را طی زمان مشخص تخلیه کرده  و با زمان معین هم مجددا نفس گیری نمایند.

بهتر است امر تخلیه شش ها در ابتدا معادل 5 ثانیه و زمان نفس گیری هم حدود15 ثانیه تنظیم شود و به مرور زمان و طی جلسات مداوم با رعایت دقت زمان تخلیه و پر کردن شش ها افزایش یابد.

این تمرین بایستی در موقعیت نشسته ی یوگا و در کمال آرامش اجرا گردد.

((موقعیت نشسته ورزش یوگا نظیر همان حالت چهار زانو نشسته ی خودمان است.))

د ) : تمرینات میمیک چهره : این تمرینات شامل حرکات تمرینی چشم ، لب ، بینی ، چانه و دهان ، گوش ،پیشانی و سایر اجزای چهره می باشد.

1-    تمرینات چشم:

این تمرینات شامل حرکت دادن اجزای چشم نظیر پلک ها، ابروهاو گوشه های آن می باشد. باز و بسته کردن کامل و بکارگیری تمام عضلات چشمی  یکی از انواع تمرینات است.حرکات سریع ابروها به همراه در هم کشیدن هر دو یا یک ابرو و رها کردن آن یک نمرین مهم ابرو ست.بالا و پایین دادن ابروها هم همینطور و ….

2-    تمرینات لب و دهان :

حرکت غنچه کردن لب ها و چرخش حلقه ای در مسیر و خلاف حرکت عقربه های ساعت ، حرکت دهان ماهی ، باز کردن کامل دهان و لب ها و به چپ و راست کشیدن کامل لب ها ازحرکات دیگر تمرینی هستند .

3-    حرکات بینی:

حرکات ظریف بینی نظیر چپ و راست کردن آن و متسع کردن و منقبض کردن پرده ی بینی و… برخی از این نوع تمرین است.

4-    حرکات گوش و پیشانی:

این حرکات هم مشخص است که چه دامنه ای را شامل می شود و بیشتر به حرکات ظریف گوش که بسیار سخت و مراحل تمرین آن عذاب آور است و حرکات کششی و جمع کردنی پیشانی معطوف هستند.

 

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٧
 

 

خاستگاه پیدایش نمایش
رایج ترین نظریه درباره پیدایش تئاتر بر این است که تئاتر از اسطوره و آیین زائیده و متحول شده است. پیش از دوران نوشتاری و در میان جوامع ابتدایی ، آیین ها شکلی از معرفت و وسیله ای برای ضبط وقایع و دست یافتن به نیروی فوق بشری بود.
از آنجایی که مهمترین نکته نزد بشر اولیه پیدا کردن غذا بود و این انسانها دریافت روشنی از عوامل طبیعی نداشتند، آنها را با نیروهای فوق طبیعی و جادویی مربوط می دانستند به همین دلیل به جستجوی وسایلی برای جلب حمایت آن نیروها پرداختند و تصمیم گرفتند به طور جمعی مراسمی را اجرا کنند تا بتوانند آن نیروی فوق طبیعی را راضی نگاه دارند. اجرای این مراسم گروهی جنبه آیینی پیدا کرد،و آنها به این نتیجه دست یافتند که اجرای این آیین ها نتیجه مورد نظر آنها را تامین خواهد کرد. مثل موفقیت در جنگ، باران مناسب ، ازدیاد محصول و ... این آیین ها بعدها جنبه های سرگرمی و لذت بخش پیدا کرد و به این ترتیب سرآغاز برای فعالیت های تئاتری گشت.
نمایش در ایران
دسته ای از قوم بزرگ هند و ایرانی در فاصله هزاره اول یا دوم پیش از میلاد در فلات ایران ماندگار شدند. این مهاجران با خود اساطیر و اعتقادهایی آوردند که با اساطیر مردم بومی در آمیخت و آن جشن ها و عزاها شکل های تازه تری پیدا کرد.
روشن ترین مدرکی که از نمایشها و آیین های این دوره باقی مانده درباره سوگ سیاوش یا مرگ و توجه برای سیاوش است که پایه ای در افسانه و دنبالهای در واقعیت دارد. این نمایش سالها پیش در بخارا انجام می گرفت که آن را کین سیاوش نیز می گفتند. نمایشها معمولا در فضای باز اجرا می شود. نویسندگان عهد اسلامی ایران گاه از جشن هایی سخن گفته اند که مایه نمایشی داشته اند. سر آغاز این جشن ها معلوم نیست. جشن هایی چون ( کوسه بر نشستن ) که چس از اسلام هم به صورت بازی ( مسیر نوروزی ) بافی مانده و هنوز هم در برخی روستاهای دور افتاده هست. درباره این نمایش ، ابوریحان بیرونی چنین گفته است : ( آذرماه به روزگار خسروان اول بهار بوده است، و به نخستین روزی از وی از بهر فال مردی بیامد کوسه، برنشسته سر خری و بدست کلاغی گرفته . به باد بیزن خویش باد همی زدی و زمستان را وداع همی کردی و زمردمان چیزی یافتی و بزمانه ما شیراز همین کرده اند و ... ).
به هر حالاز شرح های نیمه دقیقی که در مورد این جشن بر نشستن کوسه داده اند، می توان شکل دسته ای را که به دنبال این کوسه براه می افتادند و کارهای گروه تمسخر کنندگان را تصور کرد.
نمایش های شادی آور
بیشتر نمایش های شادی آور، نمایش های فی البداهه یعنی بر پایه بیان و آفرینش در جا و حضوری بود، یعنی معمولا نمایش های شادی آور دارای متن نوشته شده از قبل مانند نمایش نامه های امروزی نبودند.
نمایش های عروسکی
نمایش های عروسکی را با دو عنوان ( سایه بازی ) و ( خیمه شب بازی ) از هم جدا می کنیم . نمایش های ایرانی عموما دوره گرد بوده و می دانیم که این بیشتر به دلیل اساس کوچ نشینی مردم بیبانگرد بوده است. در سایه بازی ، داستان با حرکات چند عروسک که در برابر یک منبع نور سایه هایشان بر پرده می افتاد ، نشان داده می شد ، اما در خیمه شب بازی تماشاگر مستقیما عروسکهای متحرک با بعد و رنگ را بر صفحه می دید.
بقالی
معمولا در این نمایش یک بقال و یک شاگرد ایفای نقش میکنند که معمولا بقال از شاگرد انتقاد می کند که این نمایش گاهی به صورت فی البداهه است وگاهی هم دارای متن خاصی بوده.
سیاه بازی
نمایشی است که شخصی که صورت خود را سیاه کرده است نقش اصلی را ایفا می کند و دارای متنی طنز آمیز بوده و معمولا بازیگر در هر موقع هر کلمه رکیکی را می تواند به کار ببرد، مثل نمایش حاکمی که میخواهد دخترش را شوهر بدهد.
معرکه گیری ( مرشد و بچه مرشد )
شخصی که از نیروی بدنی ویژه ای برخوردار است یا یک شخصی با ادوات ( جعبه مارگیری ) کارهای مهیج انجام می دهد.
رو حوضی
نمایشی است که با انداختن تخته ای به روی حوض انجام می گیرد و حالت کمدی داشته، معمولا به صورت بداهه گویی انجام می شود که در جشنهای عروسی و تولد و ... انجام می شده است.
در قدیم این نمایشها به صورت بنگاه شادی بوده است که موسس بنگاه شادمانی را به عباس موسس نسبت می دهند.
تعزیه
درباره فدمت تعزیه نظرات متفاوتی وجود دارد، اما نظریه ای که بیشتر مورد بحث قرار گرفته است در مورد مراسم اچرای " سوگ سیاوش " است . در این مراسم مهمترین بخش، کشته شدن این قهرمان است، تعزیه پس از تسلط اعراب بر ایران بوجود آمد. در تعزیه جنبه های اسطوره ای هم به جنبه های تاریخی اضافه گردید.
مراسم سوگ سیاوش مراسمی مربوط به باروری و گیاه بود. اما از آنجایی که هر قومی در گیرودار حوادث، به قهرمانانی برخورد می کند که به آنها خصوصیاتی آرمانی نسبت می دهد و آنها را به موجوداتی خارق العاده تشبیه میکند، این شخصیتها در میان اقوام یاد و نامشان به صورت افسانه و اسطوره باقی مانده است. حمایت از تعزیه در دوران صفویه و شیعه گری در ایران به اوج خود رسید و شاهان صفوی مروج این امر شدند.
پیتر چلکوسکی از تعزیه شناسان بزرگ اروپایی می گوید: (( اگر درجه درام نویس را تاثیر بر تماشاگر بدانیم، هیچ تراژدی به عزمت تعزیه نمی رسد.))
سازهای تعزیه عبارتند از: طبل، دهل، نقاره، کرنا، شیپور، سنج، بوق، نی، سرنا، قره نی، فلوت.
نقالی
نقالی عبارتند از نقل یک واقعه یا قصه، به شعر یا نثر با حرکات و حالات و بیان مناسب در برابر جمع و تکیه آن بیشتر به احساسات تماشاگر است تا منطق ایشان . و از آن جهت که موضوع آن داستان قهرمانان بزرگ شده فوق طبیعی هستند و یا قصه واقع بینی صرف را ندارد، با خطابه متفاوت است. منظور از نقالی، سرگرم کردن و برانگیختن هیجانها و عواطف شنوندگان و بینندگان است به وسیله حرکات جذاب، لطف بیان، تسلط روحی بر جمع و حرکات و حالات القاء کننده و نمایش نقالی ، به آن حد که بیننده او را هر دم به جای یکی از قهرمانان داستان ببیند و به عبارت دیگر بتواند به تنهایی بازیگر همه اشخاص بازی باشد.
نقالی را واقعه خوانی نیز می دانند که ک پیش از اسلام با یک ساز همراه آواز و یا گفتار انجام می شد. مضامین واقعه خوانی را حماسه های ملی ( داستانهای شاهنامه ) و بعد از اسلام ذکر مصائب امام حسین و گاه جنگ های حضرت محمد در بر می گرفت.
نقالان در بسیاری از موارد شاهنامه خوانی می کردند و از داستان های شاهنامه و داستان های ملی سخن می گفتند.
نقال یکی از چهرهای مهم و اصیل بازیگری در نمایش ایران است و برخی واقعه خوانان به راستی از چیره درس ترین بازیگرانند. واقعه خوانی کاری است سخت بر پایه اصول و سنن، و هنری است محتاج فنون و شگردها. نقالها از نوعی روان شناسی مردم آگاهند و تسلط زیادی بر جمع دارند و می دانند کجای قصه شان برای مردم هیجان انگیز است و چگونه باید بگویند تا بیشتر هیجان بر انگیزد، یا به وجود آوردن وقفه ها و یا آهنگ دادن به کلام ، بالا و پایین بردن به موقع سر و دست، عوض کردن صدا و معلق نگاه داشتن واقعه در جایی حساس، به شکلی که هیجانی بیشتر برای تماشاگر ایجاد کند. مجلس هایی که نقال به داستان ( رستم و سهراب ) و به مرگ سهراب می رسد، بسیاری گریه می کنند و بی خبر از محوطه خارج می شوند تا خبر مرگ سهراب را نشنوند. بارها شده است شده است که پول و یا گاو و گوسفند به نقال داده اند تا از کشتن سهراب منصرف شود.
در عصر ما نقالی فراموش شده است و به قول بهرام بیضایی ، نقالان به خانهایشان رفته و مرده اند.
 

منبع
نسل شریف، افسانه – خلاقیت نمایشی – چاپ اول تیرماه 1376، انتشارات راه اندیشه.

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - دوشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٧

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - یکشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٦

  به نام اوکه زیباست و زیبای را دوست دارد
دوست هنرمند من سلام
قصد آن را داریم تا فعالیتهای هنرهای نمایشی ( بازیگری - نویسندگی - کارکردانی ..... ) شهرستان هشترودرا  در یک مجموعه گرد آوریم
خواهشمند است جهت ثبت این تاریخ هنری هشترود ما را در این امر یاری نمائید
فعالیتهای خود را اعم از بازیگری - نویسندگی - کارکردانی با شرح سال و سایز جزئیات به اینجانب ارسال نمائید عکسهای شما بعد از ثبت بشما عودت داده خواهد شد
جهت هماهنگی بیشتر با شماره تماس ۰۹۱۴۱۲۴۲۵۳۰تماس حاصل نمائید

    با تشکر -  غلامی

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٦

 با انتخاب ننه دلاور

؛
    جشنواره بیست و ششم تئاتر فجر به پایان رسید

    بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر پس از ‪۹‬ روز فعالیت در تالار وحدت تهران 26 بهمن ماه با حضور هنرمندان و مسئولین و معرفی برترین ها پایان یافت.

به گزارش خبرگزاری پانا، هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل جشنواره شامل دکتر نادر القنه، دکتر الکساندر ساشا دانجروویچ، سعید کشن فلاح، دکتر فرهاد ناظرزاده ‏کرمانی و دکتر ویلسن هرینکو برگزیدگان بخش‌های مختلف را به این شرح معرفی کرد:

هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل بیست و ششمین جشنواره تئاتر فجر نمایش آلمانی "ننه دلاور" را به عنوان بهترین نمایش جشنواره امسال برگزید.

بهترین کارگردان: پاول ژیکوت "چه مرد ‏ظالمی"

بهترین نمایشنامه‌نویس: ایوب آقاخانی "امپراتور و آنجلو"

بهترین بازیگر زن: دبرا لامی "ماکاندو" و ‏سهیلا گلستانی "یرما"

بهترین بازیگر مرد: علی سرابی "ماچیسمو" و ساشا گرساک "راشومون"

بهترین طراح صحنه:‏ یوری خاریکف "مربای روسی"

بهترین سهیلا گلستانی برای بازی در نمایش "یرما" بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر شد

بهترین آهنگساز:‏ مهدی فرجپور و شیما زارع‌‏فرد "سودالایادی"

به گزارش خبرگزاری پانا، هیئت داوران بخش تجربه‌های دانشجویی جشنواره تئاتر فجر شامل محمدباقر قهرمانی، محمدرضا خاکی و ‏رحمت امینی نیز اسامی برگزیدگان این بخش را به این شرح اعلام کرد:

بهترین کارگردان: عرفان ناظر "خاندان چن‌چی"

بهترین طراح صحنه: احمد کچه‌چیان "تهران 1386"

بهترین نمایشنامه‌نویس: سجاد افشاریان "ری‌را"

بهترین بازیگر زن: رسا کجوری "آتسوموری"

بهترین بازیگر مرد: محسن نوری "خاندان چن‌چی"

بهترین نمایش: "ری‌را" سجاد افشاریان

همچنین نمایش"آتسوموری" محمد رضاپور مقدم در این بخش مورد تقدیر قرار گرفت.

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦

اکبر رادی نویسنده تئاتر درگذشت


اکبر رادی نویسنده تئاتر درگذشت  
 

 
اکبر رادی در بیمارستان پارس دار فانی را وداع گفت.
اکبر رادی نمایشنامه‌نویس نام‌آشنای تئاتر کشورمان ساعت 7 صبح پنجم دیماه در بخش ICU بیمارستان پارس دار فانی را وداع گفت.
او که از سال گذشته کماکان با بیماری جسمی دست پنجه نرم می‌کرد، از چندی قبل در بیمارستان پارس بستری بود.
رادی نمايشنامه نويس و، مدرس نمايشنامه‌نويسي در سال 1318در رشت متولد شد و از جمله آثار متعدد وی می‌توان به نگارش نمایشنامه‌های "ملودی شهر بارانی"،‌ "شب روی سنگ فرش خیس"، "لبخند باشکوه آقای گیل"، "مرگ در پاییز" و ... اشاره کرد.

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٦

آقای اکبری مسئول اداره ارشاد اسلامی شهرستان هشترود اعلام نمود که کلاسهای آموزش

بازیگری :    دوشنبه ها  خواهران و چهارشنبه ها براداران  از ساعت ۳۰/۳ الی ۵ در محل این اداه

تشکیل می شود ...  ایشان در ادارمه صحبت های خود اعلام نمود اداره ارشاد اسلامی

شهرستان هشترود  آماده همکاری با گروهای تئاتر شهرستان هشترود میباشد علاقمندان می

توانند جهت کسب اطلاع بیشتر به اداره ارشاد اسلامی هشترود مراجعه نمایند

نظرات ()



 
نویسنده: اسد غلامی - یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦

 نمایش راز گل سرخ

کار گروه تئاتر دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان هشترود در حال

 تمرین در سالن ارشاد اسلامی  می باشد

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »